دريايي از نوع شناور؛ 15) هفت فلز (طلا، كهربا، نقره، مس، سرب، قلع، آهن)، شامل اشارههايي به تبديل فلزات و كاربرد سرب در ساخت شاغول است؛ 16) هفت منطقهٴ هوا و طبايع آنها؛ 17) آسمان و هفت سياره؛ 18) هواشناسي؛ 19) عالم و چهار عنصر. برخي نسخهها داراي يك فصل اضافي است، 20) چگونگي آسمان و كسوف و خسوف، كه از ويليام كونكزي اقتباس شده است. ساختمان كتاب را اين طور ميتوان خلاصه كرد: (1 ـ 3) انسان؛ (4 ـ 9) حيوان؛ (10 ـ 12) گياه؛ (13) آب؛ (14 ـ 15) سنگ و فلز؛ (16 ـ 18) اخترشناسي، اخترگويي، هواشناسي؛ 19) عناصر. طرحي بسيار منطقي و كاملاً متفاوت با طرح بارتولوميو.
در ضمن آن دو رسالهٴ كوچك جاي داده شده است: در باب اول نامهٴ اسكندر به ارسطو، يعني ترجمهٴ يوحناي اشبيلي از قسمت پزشكي
سرّالاسرار؛ در باب 14 بحث تتل1 دربارهٴ مُهرها يا تصاوير روي سنگها. اين تتل ظاهراً يك اخترگوي يهودي بوده است كه شايد همان سهل بن بشر (نيمهٴ اول سدهٴ نهم)، باشد.
تأثير عمومي دايرةالمعارف ماهيت اشيا از آن لحاظ خيلي بيشتر شد كه ياكوب فان مايرلانت2 (نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم)، خيلي زود آن را به زبان فلاندري و كنراد مگنبرگي3 (نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم) به آلماني ترجمه كردند.
ارزش علمي اين كتاب بر اثر زودباوري مفرط موٴلف، حتي با توجه به زمان خودش، بسيار پايين آمده است. اين فقدان محض روح نقد، در حكاياتش كه در اواخر عمر تأليف كرده، باز هم بيشتر محسوس است. قصد او تهذيب اخلاق خوانندگانش و كمك بدانها بوده تا درك بهتري از كتاب مقدس داشته باشند، نه پژوهش علمي، حتي به خامترين صورت آن.
توماس كانتمپري موٴلف كتاب اسرار زنان نيست، كه به آلبرت كبير هم نسبت داده شده، حتي متن متفاوتي هم، كه ترجمهٴ آلماني آن در دست است4، تأليف او نيست.
در مورد كتاب فوايد زنبور عسل بهتر است بدانيم كه همين فكر (زنبور عسل) در يك رسالهٴ همزمان سرياني تأليف سليمان بصري مطرح شده است.
آلبرت كبير
¿ كتاب چهارم.